|
|
|
 |
|
ماه ناتمام ... دارد صبر مي كند ... كه تمام شود !!! |
|
|
|
|
|
| |
|
هویجوری نوشت |
|
هوالعزیز دلم برای هویجوری نوشتن هایم تنگ شده است. لجم می گیرد از ویندوز ایکس پی 64 بیتی که نتوانستم فایل مصحح کی برد فارسی را رویش نصب کنم و جای پ و ژ آنجایی که دلم می خواهد نیست و از آن بدتر نیم فاصله هم ندارد که ادای رضای امیرخانی را در بیاورم لاقل در جدانویسی. فردا امتحان دارم. امتحان شبکه و جزوه ای که هنوز نصف صفحاتش را حتی یک بار هم ندیده ام. برادر کوچکم فیلم منظاره موسوی و احمدی نژاد را گذاشته تا برای چندمین بار به "چیز"هایش بخندد و من استرس می گیریم وقتی حتی صدایشان را می شنوم. *** خوش به حال این سطرها که پاک شدند *** هزار تا فکر توی ذهنم وَنگ می زند و وقت نیست که بنویسم. باید بروم درس بخوانم
پ.ن : امشب را پا روی دلم گذاشتم و به بهانه ی امتحان تنهایی را برگزیدم و نتیجه اش این شد. خودم کردم که لعنت بر خودم باد. |
+
نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388ساعت 21:14 توسط ماه ناتمام
|
|
|
|
|
الگوي خياطي
!

مي خواهم روحم را اينقدري بدوزم !
|
|
|